کاش میشد: عشق را ترسیم کردسیب سرخ عشق را تقسیم کرد
کاش میشد: مهربانی رنگ داشت لبیکها شوق یک آهنگ داشت
کاش میشد: اشک گل را پاک کرد غصه ها را کاش میشد خاک کرد
کاش میشد: پنجره ها را شکست در حریم خلوت دلها نشست
کاش میشد: با صفا همخانه شد مرحم زخم پر پروانه شد
کاش میشد: گریه ها افسانه بود اشکها با چشمها بیگانه بود
کاش میشد: قاصدک یک خانه داشت خار جایی در دل پروانه داشت
کاش میشد: غصه ها بی رنگ بود آیینه های جهان از سنگ بود
کاش میشد: تا صفا پرواز کرد عقده های بی کسی را باز کرد
کاش میشد: برکه ها دریا شود کاش میشد خار هم زیبا شود
کاش میشد: با شقایق خنده کردغصه ها را در پس یک پرده کرد